المقداد السيوري (مترجم: بخشايشى)
26
كنز العرفان في فقه القرآن (فارسى)
مسئله هشتم : « وَ إِنْ كُنْتُمْ مَرْضى أَوْ عَلى سَفَرٍ أَوْ جاءَ أَحَدٌ مِنْكُمْ مِنَ الْغائِطِ أَوْ لامَسْتُمُ النِّساءَ » « اگر بيمار يا مسافر باشيد يا يكى از شما از محل پستى آمده ( قضاء حاجت كرده ) يا با زنان تماسّ گرفته باشد ( آميزش جنسى كردهايد ) مورد بررسى است . در آيه چند امر ، بيان شده است كه با وجود آنها تيمّم روا مىشود . يكم : يكى از آن امور ، شخص مريض است كه استعمال آب زيانبار مىشود و يا از تلاش جهت تحصيل آب ، عاجز است ، او مىتواند تيمّم كند . دوّم : مسافرى كه در هنگام سفر به آب دسترسى ندارد كلمه ( على ) در آيه ، حالت و موقعيّت را افاده مىكند ( على سفر ) يعنى در حال سفرتان ، مانند فرمايش اهل لسان « زرت فلانا على شدّته » « فلانى را در حال شدّت مرض و ناراحتىاش زيارت نمودم » و اختصاص دادن تيمّم را به حالت سفر به خاطر آن نيست كه تيمّم فقط در حال سفر مباح و روا مىگردد و بلكه به خاطر غلبه است كه غالبا در حال سفر ، انسان با بىآبى روبرو و مجبور به تيمّم مىشود بنابراين در صورت نبود آب تيمّم ، هم در سفر و هم در حضر ، روا خواهد بود و به همين قول ( روا بودن تيمم در حضر و سفر ) جناب مالك قائل شده است . و امّا شافعى گفته است : شخص حاضر با نبود آب مىتواند با تيمّم نماز بخواند و لكن اگر به آب دسترسى پيدا كرد بايد نمازش را ، إعاده نمايد و آقاى زفر ( ابو الهذيل قيس بن سليم از فقهاى حنفى مذهب ) تيمّم را براى شخص حاضر ، ممنوع دانسته و فرموده است كه بايد منتظر باشد تا آب به دست آرد . از ابو حنيفه هر دو قول مذكور نقل شده است قول حق همان است كه ما گفتيم يعنى تيمّم در صورت نبود آب ، براى عموم ( حاضر و مسافر ) روا است . دليل بر قول حقّ : اولا مفهوم مخالف حجّيت و اعتبارى ندارد ( قول به اختصاص تيمّم به حال سفر ، از مفهوم آيه سرچشمه مىگيرد چه آنكه مفهوم ( على سفر ) اين است كه اگر در سفر نباشد و در حضر باشد تيمّم روا نيست . اين مفهوم ، مفهوم مخالف است و اعتبارى ندارد ) و ثانيا رواياتى كه جواز تيمّم را اعلان مىدارند عموميّت دارند و مسافر و حاضر هر دو را شامل مىشوند . امر سوم : آمدن از محل پست يعنى از جاى مورد اطمينان و آرامش از زمين ( محل قضاى حاجت ) آمدن از محل پست ، كنايه از اين است كه مدفوع از محل انسان ، خارج شده باشد )